به نام خدایی که واسطه هایی قرار داد تا مارا بخندانند
مامانی مهربون
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عمووو سلام آجی هااااا
مامان فاطمه رو دیدید؟ شبکه 1 ؟؟
واییییییی خدایا مامان فاطممون رو برا عمویی و ما هم نگه دار
من نتونستم ببینم اما خووب وقتی فهمیدم خیلی خوشحال شدم
و عکس مامان فاطمه و فیلمش رو از آجی گرفتم و دیدممممممم .. مامان فاطمه خیلی مهربونی خیلی
قربون اون لهجه شیرینتون برم
عمووو امتحانا نزدیکه مثه همیشه خوردن عدسی رو فراموش نمیکنیم..
آجی سنا..... ::::
سلام دوستان! امروز برنامه سیمای
خانواده تصویر ضبط شده ی عمو و مادرشونو در منزلشون نشون داده که خیلیا
نتونستن ببینن. موافقین همه با هم تا روز شنبه به سیمای خانواده پیامک
بزنیم و درخواست کنیم مجددا پخشش کنن؟این جوری حداقل می تونیم با آمادگی
ضبطش کنیم، یا عکسی ازش بگیریم. شماره پیامک سیمای خانواده: 3000123 اطلاع رسانی کنین. ممنون.
بچه
که بودیم توی برگه امتحانی بعضی از سوالات بگونه ای بود که جای کلمه ای را
با نشان چند تا نقطه دریک سطر خالی می گذاشتند و از ما می خواستند که کلمه
مورد نظر را حدس بزنیم وبنویسیم.لذاما هم سعی می کردیم با خواندن آن جمله
، کلمه مورد را نظر پیدا کنیم که خیلی وقتها درست بود وبعضی اوقات هم جای
خالی را غلط پر می کردیم .
حالا که بزرگتر شدیم و از فضای کتاب و دفتر فاصله گرفته ایم بازشاهد همان جای خالی ها در زندگیمان اما در شکل های مختلف هستیم .
بعبارتی
:فراموش نکنیم زندگی هم یک امتحان است ! که البته جای خالی در زندگی هریک
از ما بستگی به تعریف و نگاه ما دارد که بایستی برای پر کردنش عاقلانه و با
تامل و هوشیاری قدم برداریم.البته حتی اگر در این رابطه اشتباه هم کرده
باشیم لزومی ندارد جای خالی را با تکرار همان اشتباه پر کنیم.
با پاک کن می شود غلط ها را پاک کرد و کلمه صحیح و انتخاب صحیح را در جای خالی قرار داد .
شاید سوال کنید : “مداد زندگی که پاک کن ندارد؟!”
اگر مداد را حرکت فیزیکی مان قلمداد کنیم ، پاک کن می تواند افکار سالم و ایمان راسخی باشد که اشتباه ما را تصحیح می کند.
نکته
حائز اهمیت این است:گذر عمر و کسب تجربه بما فرصت میدهد بابهره گیری از
گذشته و توکّل بخدا بهتر بجای های خالی زندگیمان توجه کنیم و تصمیم بگیریم
تا جاییکه شاید یک روز نیاز ببینیم؛
جای خالی تا ابد همان جای خالی بماند!
عموی مهربون خیلی زیبا گفتییی...
عمو صبرت قابل ستایشه
تفلد نوشت::
آجی مهسا برات بهترین ها را آرزو میکنم
تفلدت مفالک
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390 ساعت 15:47 توسط فاطمه
|
---
عموی مهربونمون ووووی عمو من برنامتون رو از شبکه کیش به صورت زنده ندیدم ولی وقتی که تیکه هایی از برنامه رو که اجی ها ضبط کرده بودن رو دیدم
خیلی ذوق کردممم خیلی
دوست داشتم ساعتها تو
صورتش زل بزنم و توی قاب چشمهاش خاطرات دوران دبستان رو مرور کنم. باور
نمیشد که اون همه تغییر کرده باشه و از اون چهره جوان وشادابی که سر کلاس
می اومد الان در نهایت سکوت وتنهایی روبروی من این چنین ظاهر بشه!چین وچروک
های صورتش، چه بالای پیشونی چه زیر چشمهاش منو یاد درس تاقدیس و ناقدیس
درس علوم می انداخت!
همینجوری که نشسته بودم و
نگاهش می کردم ،گفت : تعجب کردی پسر جان!نگران نباش دنیا کوچیکه یه روزی هم
بچه هایی که تو الان براشون برنامه اجرا میکنی بزرگ میشن وتو پیر میشی و
اونام مثل خودت اینجوری میشینن و بهت زل میزنن .
خنده ای کردم و گفتم :خانم
معلّم درسته چهره تون تغییر کرده اما هنوز هم مثل اون زمانها کلمات رو
شمرده و با تاکید ادا می کنید و این نشون میده که هنوز هم اعتقاد دارید
باید خوانا نوشت و شمرده صحبت کرد .
تبسمی کرد و گفت :آفرین آقا پورنگ! پس برای همینه که می بینم مثل بلبل تند وتند حرف میزنی وبرنامه اجرا می کنی؟!
فقط تنها چیزی که در این دیدار منو متأثر کرده بود همزمانی آن با سالگرد فوت همسر معلّمم بود .
اون شب توی تالار خانم معلّم منو به همه ی دوستان وبستگانش با این جمله معرفی می کرد :”نگاه کنید اینم پسر منه که ۳۰ ساله ندیدمش”
یه لحظه ناخوداگاه یاد فیلمهای هندی افتادم مخصوصاً صحنه ای که فرزندی مادر یا پدرش رو پس از سالها پیدا می کنه !!
خلاصه با اصرار خانم معلّم
من شام رو تو تالار میل کردم ،اونم به همراه دختر و پسر ونوه هایش سر میز
من نشستند و کلی از خاطرات گذشته گفتند.
این عکسی که می بینید زمان اتمام مراسم بود که من به رسم ِ شاگردی زانو زدم وکنار خانم معلّم نشستم تا بگم ؛
“شما همیشه برای من همان “بانوی مهر “هستید که در فصل مهر با عشق مهرورزی را بما یاد دادین!”
چیزیکه منو خیلی خوشحال کرده
ورود همسایه های کم سن وسال و جدید به کوچه خانه های وبلاگی است
.کوچه ای
که با صلح و صفا و دوستی بنا شده وانتهاش به قلب شما بچه های عزیزم راه
دارد.
همتون رو دوست دارم و از خدای مهربون آرزوی سلامتی وموفقیت براتون
دارم.
سجاد عزیزم سلام.امروز ۵ دی است و دقیقا ۸ سال است که از کنارمان
پرواز کردی و امروز من با افتخار نام تو را نیز جزو بچه هایی می نویسم که
همیشه برای من خاطره ساز و فراموش نشدنی هستند.سجاد عزیزم برای من دعا کن
،چون میدانم دعای شما فرشته های خدا حتما مستجاب میشود.
----
داداش سجاد خدا رحمتت کنه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ساعت 12:12 توسط فاطمه
|
محرم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام سلام به تمام اجی های گل و عمو جون مهربون
آجی ها یادتونه تولد پارسه بود
واسش تولد گرفتیمممممم
اینجا رو نیگاه کنید
اوخی میگه بادکنک های خودشه به کسی هم نمیده
آجی ها شیوا صرامی ومهشید فیاضی و مریم زین العابدین انشاا.. همیشه در زندگی تان موفق باشید
اجی ها
همونطر که میدونید محرم نزدیکه
وای خیلی دلم برا محرم تنگ شده بود
آخ آخ دلم برا هم زدن شعله زرد نذری که هر سال میدیم تنگ شده بود
از پارسال تا حالا یک عالمه دعاهامو نگه داشتم تا موقع هم زدن دعا کنم
عمو جون تو این شب ها دعا یادتون نره برا ما برادر زاده هاتون
چند تا پوستر از عمویی خودم ساختم
راستی اجی ها بعد محرم قالبمو عوض میکنم فعلا همین مشکی خوبه
دوستون دارم یه عالمه
فعلا تا آپ بعدی
با نام خدا
خدانگهدار
پ.ن:آجیها این پست آجی عاطفه خیلی خیلی اولش قشنگه بد نیست نگاهی بهش بکنید
http://www.atefeh-fajeeh.blogfa.com
برد قهرمانانه ی تیم استقلال رو به تمامی آجی ها ی استقلالی تبریک می گم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390 ساعت 18:40 توسط فاطمه
|
چندتا مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
سلـام سلام به عمو و اجی هااااا
عید غدیر که سه شنبه بوووووووود (با تاخیر)مبارک باشهههههه
بعدا نوشت(چهار شنبه 25 آبان): سلام دوستای عزیزم موفق به دیدن
دوستای گلمون پریا جون و ترلان جون و آرمیتا جون شدم و سهند و متین و علی
شادمان و عرشیا طالبی و آرشام طالبی رو هم زیارت کردم زیارتم قبول!!!خیلی
خوش برخورد و مهربونند واقعا دوستشون دارم.سه تا آجیه نتی رو هم دیروز دیدم
انشالله بعدا خاطره هاشو با تصویر براتون میذارم.
دوستتون دارم.
-------
وای آجیها من به جا آجی نفیسه خوشحالم آجی نفیسه خوشحالم واسط
3.آجی ها فردا تولد برادر زادمه
پارسا کوچولو:
2 سالش میشه
بهش عکس عمو رو نشون میدم میگم این کیه
میگه: عموووووووو عمووووووووووو
4. عمو شما مگه مادرتون رشتی نیست خب چرا به ما آجیهای رشتی سر نمیزنید؟؟!!
خو ما هم ناراحت میشیم دیههه
خب فقط می خواستم همینا رو بگم
با نام خدا
تا آپ بعدی
خداحافظ
یاور همیشه مؤمن
بنام خدا
بچه ها سلام
سفر در هوای بارانی هم لذت خاص خودش را دارد بخصوص اگر مقصد هم نواحی شمال کشور باشد.
و مهم تر از آن همسفرت یار و یاور همیشگی ات یعنی مادرتان باشد .
همزمان که از شیشه ماشین به مناظر جاده نگاه می کنم قطرات باران من رو بیاد خاطرات زیبا و دوست داشتنی سفرهای گذشته ام می اندازد.
راننده خوش ذوق هم موسیقی آرام ودل انگیزی را برایمان گذاشته که شیرینی سفر را دو صد چندان می کند.
به صندلی عقب نگاه می کنم،می
بینم که مامان خوابش برده صدایش می کنم ؛مامان این خواب تو خونه هم میتونه
باشه !ببین این همه منظره سرسبز شمال رو!بیاد چی میافتی؟
لبخندی زد و گفت بیاد روزهای جوانی ام میافتم که در این شالیزارها برادر بزرگترت را به کولم می بستم و به برنج کاری مشغول می شدم.
برگشتم و بفکر فرو رفتم که چقدر
سرعت حرکت ما در جاده وگذشتن از جاهای دیدنی شباهت گذر عمرمان را دارد! که
در هر برخورد و در هر مقطع خاطره ای در ذهنمان ثبت می شود.. گاهی تلخ
،گاهی شیرین..و بقول شاعر گاهی گریه ،گاهی خنده…
بی خیال! مهم اینه که با مامان آمدم شمال؛ به همراه مادرم ،همان یاور همیشه مومن .
راستی جاده هم بارانیه، هم مه آلود..
اما نگران نیستم چرا که مادر مهربانی دارم که برایم می تواند هم چتر ،هم سایبان و هم شمع فروزان در زندگی ام باشد.
تو این سفر جاتون خالی اما سعی
می کنم که به مادرم خیلی بیشتر از من خوش بگذرد ،آنهم بواسطه مهمان نوازی
یکی از دوستان خانوادگی ام در این منطقه.
تا پست بعدی خدانگهدار
عمو به شهر ما خوش آمدید
حرفهای ناگفته 90/9/3 سلام آجی و عموی مهربون آجیا ی امروز تولد یکی از فرشته های گل و مهربونه آجی نرگسی مهربون http://mystoriesandwords.blogfa.com تولدت مبارک آجی جوننم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ساعت 0:0 توسط فاطمه
|
عید قربان، عید فداکارى، ایثار، قربانى، اخلاص و عشق و بندگى، مبارک باد!
..
زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم.
خـــــــــــبر خــــــــــــــــــــبر
همگی به گوووووووووووووووووووش
آهای آجیها
عمممممممممممموووووووووووووووووووو
عموووووووووووووووووو
برگشــــــــــــــــت پیش مــــــــــــــــــــــــآاااااا
دســـــــــــــــت و هوراااااااااااااااااااااااااااااااا
عید قربان،عید عاشقان
خدایا دراین روزبزرگ که نامش راعیدقربان
نهاده اند،
آمده ام تاهرآنچه که می تواند مرااز تودورسازد قربانی ات کنم..
و
همه ی آمال و آرزوهای دنیوی خویش رابتو بسپارم به امید آنکه درآخرت
مراکامروا سازی؛
خدایا توبهترازهرکسی ازنهانم باخبری،
پس چنان تقدیرم رقم زن تاعشق رافقط باتو بشناسم ودرتوجستجو کنم.
خدایا یاریم کن تا بتوانم از لحظه لحظه های نعمتِ عمری که به من عطافرمودی
درجهتِ شادکردن بندگانت بهره جویم.
خدایا عید قربان ازراه رسیدو این بنده حقیرت به پاس این روز بزرگ به فرشتگان زمینی ات چنین می گوید:
سلام بچه های عزیزم …من آمدم..
وووای خداااااااااااااااااااا ممنون
حالا همگی باهم :
عمو جون دوست داریم
عموجون دوست دارم
واقعا دل ما برادر زادهاتو خوش حال کردییییییی
عمو جون عکس این مطلبتو چاپ می کنم و میزنم به دیوار اتاقم
::حرف های ناگفته::
1.آجیها ممنون که نظر می دین
2.آجی نفیسه هم که فعلا نتش قطعه :(
3.این وبلاگ دوستم هست سر بزنید و نظر بدید >>> http://sh-bahrami.persianblog.ir/
نظر نشه فراموش
تا مطلب بعدی خدانگهدار
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 ساعت 0:0 توسط فاطمه
|
سلااااااااام سلامممممممم به همه آجی های گل
مرسی که نظر گذاشتید
و تو مسابقه شركت كردين
ببخشید آجیا دیر آپ کردم اینترنتمون خراب بود درسا هم زیاد
آجي ها حتما منتظر جوايز مسابقه هستيد آره؟
قبل از اون باید سال تحصیلی جدید رو بعد از 1 ماه تبریک بگم
و ولادت حضرت امام رضا رو به همه ی آجیها تبریک می گم
آجیها ی گل همتون در جریان هستید که عمو در سایتش چه مطلبی گذاشت
من می خواستم یه صحبتی راجب این موضوع باهاتون بکنم.
آجی های گلم تو این دنیای اینترنت اتفاق های صورت می گیره نه تنها تو این دنیا بلکه در دنیای بیرون ما
خب عمو رفت .. ما هم یه روزی از فضای مجازی میریم البته هر کدوم به یه دلیلی
عمو دلیلش این بود که اینترنت دنیای کثیفیه و واقعا هم اینطور هست
بعضی ها بعضی ها ، کار هایی کردن که نباید می کردن
و واقعا متاسفم براشون چون دل عموی مارو رنجوندن
آجی ها ی گل ما باید جنبمون رو ببریم بالا و سریع بهمون بر نخوره یه مقدار انتقاد پذیر باشیم
حالا دیگه عمو رفت و کاریش نمی شه کرد. ولی وقتی به کسی انتقاد میشه بهش بر نخوره
وقتی من میبینم به دوستای عزیزم و عموی گلم توهین میشه
اعصابم داغوووووووون میشه حالا وقتی هم بهشون بگی اشتباه کردی بهشون بر هم می خوره
حالا دیگه بی خیالللللللللللللللللللللللل آمپرم زد بالا!!!!!!!!!!
خلاصه از ما گفتن احترام گذاشتن به یکدیگه واجبه
انشاا.. که عمو از همهی ما آجیها راضی باشهه
...
راستی آجیها
به زودی منتظر شبکه خانگی عمو باشیددددد
::جوايز مسابقه::
خيلي قشنگ بود جملاتتون
موندم كدوم رو انتخاب كنم!!
ولی هر جوری بود نبود انتخاب کردمممم!!
.......................
آجی رها بابت جمله قشنگشون راجب عمو
پورنگ : هر لحظه پر رنگ تر از دیروزمی ، انقدر برایمان متفاوتی که
رنگی را بنامت نتوانستیم اختصاص دهیم و شدی پر رنگترین انسان در زنگیمان
...تقدیرمان را رنگارنگ کردی
و جمله آجی شیوا راجب خدا
.من و خداوند هر روز دو چیز را فراموش می کنیم،من لطف او را و او خطاهای مرا.
و جمله آجی پگاه
2-ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداشت هيچ وقت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني(عموجووونم)
و آجی نرگسی بابت جملههی خوشملشون راجب خدا
خداوند بهترین دوستیست که تاکنون شناخته ام...زیرا زمانی که خطا کنم مرا میبخشد اگر توبه کنم... خداوند ، مهربان ترین دوستیست که تاکنون شناخته ام... زیرا مهربانی اش حد و اندازه ندارد...
+ نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390 ساعت 15:55 توسط فاطمه
|
چه زود گذشت..(مسابقه)
به توکل نام اعظمت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به تمامی آجی ها گل
بدون هیچ مقدمه ای می خوامم ساگرد فوت سعید جهانیان رو به همه ی آجی ها و عمویی تسلیت بگم
آخ عموجون عمو جون
و اما بریم سراغ پست جدید عمو جون
آن روز
به نام خدا
سلام بچه ها روزهای پایانی شهریور ماه از راه رسید و خاطره پرواز غم انگیز آش دایی یک ساله شد .
سعید جهانیان آمد تا در لباس آش دایی همه ما را بخنداند و کنارمان بماند
اما ناگزیر چه زود رخت سفر بر تن کرد
آن روز سعید آخرین جمله اش این بود :
بچه ها انشالله چهارشنبه برمی گردم تهران
همه گفتیم : پس سوغات یادت نره
آن روز آمد اما سعید همراه اش نبود گویا تقدیر براین بود در این نقش کوتاه
برای همیشه جاودانه بماند و مصداقی باشد برای همان شعر معروف :
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
..
روحش شاد...و یادش گرامی ..
خب اگه یادتون باشه تو آپ پیش یه قسمتی داشتیم به نام به زودی
تو به زودی گفتیم قراره یه مسابقه جمله سازی داشته باشیم
من 2 تا کلمه می گم راجب اونها جمله بسازید
یعنی واجب نیست حتما اون کلمه تو جملتون باشه
بااولین کلمه : یه جمله معنی دار
وبا دومین کلمه : یه جمله راجب عمو پورنگ
به کمک آجی نفیسه بهترین جمله رو انتخاب می کنم
به بهترین جمله یه قالب وبلاگ متناسب با وبلاگشون هدیه میشه
و به بقیه ی افراد پوستر متناسب با وبلاگشون هدیه میشه
و اما بریم سراغ کلمه ها::یادتون باشه راجب اون کلمه جمله بسازید واجب نیست خود کلمه تو جملتون باشه
جمله معنی دار
1. خدا
2.دومین کلمه «عمو پورنگ یعنی راجب عمو پورنگ بنویسید»
::حرف های ناگفته::
1. ممنون که تا آخر این پست همراهم بودین
2. منتظر نظر های خوبتون هستم
3. مسابقه یادتون نره
4. آخرای تابستونه آجی ها پس حسابی خوش بگذرونید
به توکل نام اظمت
دوستتون دارم
یا علی خدانگهدار
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ساعت 15:25 توسط فاطمه
|
آپ دوم
به نام خدا
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند
پرهایش سفید می ماند
ولی قلبش سیاه میشود
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست
اسراف محبت است
راستی سلام
سلام به آجی های گللللللللللللللل
اول از همه قالب وبلاگم درسته سادس اما به نظر خودم خوبه نظر شما چیه خوبه؟
اول از همه بریم سراغ خبر های پورنگی
اولین خبر اینکه عمو جون قالب سایتش رو به یه قالب خیلی خوشمل تغییر داد
دومین خبررررر
پست جدید عمو جون
****
سلام بچه ها
روز گذشته تولد آتنا خانم( خواهرزاده کوچولوم) بود.ناگفته
نماند که ایشون یک هفته ای هست که بعد از شش سال گوش هاشون رو سوراخ کردن و
منم برای اینکه خوشحالش کنم رفتم بازار طلا و از اونجایی که بر خلاف قیمت
جون انسان ،قیمت طلا همچنان میره بالا ، یک گوشواره به وزن باد و به مبلغ
سه رقمی خریداری کردم و کلی باذوق و شوق رفتم و بهش تقدیم کنم که ناگهان
آتنا با وحشت گفت :
نه ! نه ! تورو خدا .این کارو نکن
تعجب کردم و گفتم چی شده ؟ مگه من چیکار کردم ؟
دوباره با ترس گفت :
نه ! نمیخوام گوشامو سوراخ کنی .
با خنده گفتم : دخترم گوشاتو قبلا سوراخ کردی من فقط می خوام این گوشواره رو توی گوشت قرار بدم .
خلاصه با کمک مامانش متقاعد شد این کارو براش انجام بدیم، اما
خنده دار ترین قسمتش زمانی بود که مامانش داشت گوشواره رو توی گوشش میکرد
،آتنا با ترس و گریه میگفت : خدایا کاش گوشواره اختراع نمی شد .اصلا این
گوشواره س یا گوشپاره که گوش آدم رو پاره می کنه !
با گریه ادامه میداد : تو رو خدا بس کنید ،کاری نکنید روز تولد من بشه روز مرگ من !
بوسه ای به صورتش زدم و گفتم : آتیشپاره این اسمش گوشواره س نه گوشپاره!
آخیییییییییییییییییییییییییییییی نازی
تولدش مبارک باشههههههههههههه
وامااااااااا میریسیم به بخش عکس های پورنگی
اولین عکس و ببینید
عمو جون با آقای مسعود روشن پژوه
عکس عمو با هنرمندان
منبع : سایت عمو
و میریم سراغ
پوستر های پورنگی
عمو جووووووووون
اصلا سیبیل بهتون نمیاد
باز هم مثله همیشه منبع سایت عمو
::به زودی::
کاری که قراره انجام بشه
مسابقه ی جمله هست
من 3 کلمه می گم که شما باید جمله بسازید
کارشناس های وبلاگم بهترین جمله رو انتخاب می کنن
به کسی که بهترین جمله رو نوشته باشه
یه قالب وبلاگ زیبا متناسب با وبلاگشون
هدیه میشه
و به بقیه پوستر های ناز متناسب با وبلاگشون هدیه می شه
::حرف های ناگفته::
1.حتما نظرتون راجب به قالب جدیدم بگید
2.اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست
(دکتر شریعتی)
3.سلامی دوباره
من تا وبلاگم رو آپ کردم عمو جون تو سایتش یه مطلب دیگه گذاشت
سعی کنیم به حرفاش خیلی خوب گوش کنیم چون عمو خیر و صلاح مارو می خواد
::
به نام خدا
سلام بچه ها
به بهانه شروع سال تحصیلی جدید و آمدن ماه مهر لازم می بینم چند جمله ای
با شما بچه های عزیزم صحبت کنم قبل از هر چیز قدر ماه مهر و شروع دوستی
های جدید و تجربه یک سال دیگر از ایام تحصیل رو قدر بدونیم و همچون ماه
مهر به یکدیگر مهر بورزیم صحبت مهر و مهرورزی کردم پس اجازه بدید چند نکته
مهم رو یادآوری کنم
۱ - همون
طور قبلا نیز گفته بودم همه شما بچه ها برای من به یک اندازه عزیز و قابل
احترام هستید در این صورت کسی نمی تواند خود را برتر و یا متمایز از دیگران
بداند مثلا اگر دیدار و یا گفتگویی با هر کدوم از شما بچه ها جه درتهران و
یا شهرستان داشتم دلیلی بر رجحان او نمی باشد اما او بر حسب وظیفه انسانی
و منطقی می تواند حامل پیام دوستی و محبت من به همه بچه ها باشد از سوی
دیگر فعالیت شما بچه های عزیزم که این روزها در وبلاگ هایتان بی نظیر به
چشم می خورد بیش از پیش مرا شرمنده خود ساخته است بویژه کسانی که با نوآوری
و ابتکار عمل تمامی مطالب گذشته مرا بازنشر داده اند و یا کسانی که وبلاگ
های خودشان رو پاتوقی برای یک فضای پاک و سالم عموپورنگی اختصاص داده اند
من تا حد امکان تمامی فعالیت های همسو شما را پی گیری میکنم و همچون گذشته
تاکید دارم در هیچ وبلاگی کامنتی از من نخواهید چرا که برآیند تمامی این
نظرات با مهر و محبت شما رو به نوعی در پست هایم تعمیم می دهم
۲ -
خواهش می کنم در این محیط مجازی اگر قرار است فعالیتی کنید حتما با مشورت و
آگاهی والدین تان باشد چون من نیز همچون آنان نگران حضور شما بچه ها در
این فضا هستم بنابراین پیشنهاد دارم ضمن مدیریت صحیح حضورتون در این فضا
سعی کنید یکی دوساعت بیشتر در طول روزبیشتر وقت تون در نت سپری نشود و
در عوض به تحصیل و مطالعه و خانواده برسید
۳ - من
در طول این مدت هر از گاهی از پوستر و عکسهایی که برایم ساختید استفاده
کردم که در همینجا از همه شما تشکر می کنم و بازیاداور می شوم هیچ توقعی از
هیچکس به جز خدا ندارم اما خدا را شاکرم که موهبتی همچون شما ها به من عطا
کرده است . همه بچه هایی که خاطرات و نوشته های من رو زنده نگه داشته اید خداوند همیشه شما رو سرزنده نگه دارد
پ.ن : قبولی های کنکور سراسری … مبارک تون باشه
سلام به آجی ها ی گل برد استقلال رو به همهی استقلالی ها تبریک می گم
به توکل نام اعظمت
یا علی خدا نگهدار
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1390 ساعت 16:59 توسط فاطمه
|
سلام،آپ اول
به نام خدا
گذشت آن زمان کهنه ديدار
رفت آن دقيقه هاي پر هياهو
رفت آن حس ديدار
شکست آن لحظه زيبا
سکوت،سکوت،سکوت
و تو ...
چه ساده گذشتي از اين همه احساس
و من...
سکوت،سکوت،سکوت
سلام به همه ي آجي هاي خوب و نازنيييييييييييين
من فاطمه هستم و يکي از طرفدار هاي عمو پورنگ
قبل از هر چيز فرا رسيدن عيد فطر رو به همتون تبريک مي گم
همه روزه هاتون قبول حق
وبلاگ هاي قبلي من هم راجب عمو پورنگ بوده
مثله بوستان دوستان پورنگ و فوق برنامه
ما آجي ها عمو پورنگ رو خيلي خيلي دوست داريم
همون طور که مي دونيد عمو پورنگ هم مارو خيلي دوست داره
عمو با برنامه اجراکردن علاقش رو به ما نشون ميده و ما با وبلاگ درست کردم پس با نام خدا اين وبلاگ افتتاح ميشودددددددددددددددددددددددددد
تو اين وبلاگ نظر سنجي ، عكس هاي جديد عمو پورنگ ،
همزمان با بروز شدن سايت عمو پورنگ اين وبلاگ بروز ميشود
همونطور كه ميدونيد عمو چند رفته بود زيارت امام رضا (ع)
يه سوغاتي خيلي خيلي خوبي هم برامون آوردن
اين هم از سوغاتي كه خود عمو برامون آورده
به نام خدا
بچه ها سلام
جاتون خالي ديروز افتخار داشتم بعد از ظهر يک سفري به شهر مقدس مشهد و پابوس امام رضا برسم .باور کنيد براي همتون دعا کردم .هر چند مدت اقامتم کوتاه بود و آخر شب برگشتم اما لحظه لحظه هاي حضورم در حرم اندازه ميليون ها سال به من لذت داد .
از امام رضا خواستم اگر دليل و بهانه اي براي شاد کردم مردم هستم اين توفيق را تا آخر عمر به من بده .البته نه فقط در قالب هنر.ميخوام تا جايي که رمق در بدن دارم و به تعداد همه نفس هايي که ميشکم فقط خاطره اي شاد و نيک از خود بجا بگذارم.
راستي بچه ها مي بينم که تعدادي از شما باز هم از نبودن من در صفحه جادويي گله مند هستيد و دلتنگي ميکنيد.پيشنهاد ميکنم يک بار ديگر پست آينه تکرار را مرور کنيد و به آنچه من در آنجا سفارش کردم توجه بيشتري داشته باشيد.
راستي اگر بدنبال سوغاتي هستيد بايد بگم بهترين سوغاتي که براتون آوردم خواندن دو رکعت نماز به نيت سلامتي و موفقيت همه شما بچه ها در حرم امام رضا بود.
تا پست بعدي فعلا خدانگهدار
ووووووووووي عمو خيلي سوغاتيت خوب بودددددددددد
لذت زندگي
10 شهريور 90 هم عمو يه مطلب جديد گذاشته تو سايتش
به نام خدا
سلام بچه ها
شاید تعجب کنید که چرا عنوان لذت زندگی را برای پست جدیدم انتخاب
کردم. آخه میدونید چیه؟ لذت برای هر برهه از زندگی انسان چه در کودکی چه
درجوانی و چه در پیری معنای خودش را دارد.
مثلا بچه که بودیم لذتمان بازی و یا داشتن اسباب بازی بود، بزرگتر که
شدیم لذت را در دوستی با دیگران جستجو کردیم همچنان که بزرگتر میشویم احساس
میکنیم لذت در زندگی مان معنای مستقل بودن و یا به عبارتی سرو سامان گرفتن
پیدا میکند و وقتی به پیری میرسیم لذت داشتن اندوخته ها و کسانیکه به نوعی
مرهم و مونس مان می باشند هستند.
ولی امروز قبل از نوشتن این پست به زیارت اهل قبور رفتم و به کسانی
برخورد کردم که شاید بهترین لذت ها را در دنیا برده باشند ولی از آنها فقط
یک تکه سنگ قبر باقی مانده بود.
کسانی که روزی من آرزو داشتم با آنها عکس بگیرم و یا ازشون امضا داشته باشم .
با خودم گفتم تو چه لذتی از زندگی میخواهی ببری که همان لحظه بیاد فرمایش مولای متقیان حضرت علی (ع) افتادم که فرمودند:
” لذتی که در عفو و بخشش هست در انتقام نیست .”
با این توضیح خواستم بگم بچه ها این فرصت های خوب جوانی را از دست
ندیم همانجوری که خودمون اشتباه میکنیم و انتظار عفو داریم در مورد دیگران
نیز چنین باشیم.
لذا امیدوارم حالا که ماه رمضان به پایان رسیده فصل تازه ای در نگاه و
روابط ها بوجود بیاد و اگر اشکال و اشتباهی از هر سو رخ داد به بزرگواری
خدای مهربان ببخشیم.
این است لذت زندگی
عمو جونمم مطالبت خيلي قشنگن
با چند تا پوستر خوشمل از عمو اين آپو به پايان مي بريم
2. تا چشم به هم زديم شهريور و ماه آخر تابستون شد اميد وارم خوش گذشته باشه بهتون
3. «درختی به بلندی ستاره ها، با یک دانه کوچک آغاز می شود و یک سفر هزار مایلی با یک قدم کوچک»
منتظر نظر هاي خوبتون هستم
تا آپ بعدي باييييييييييييييي
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ساعت 15:54 توسط فاطمه
|
About
بسم الله الرحمن الرحیم سلام!و خوش آمدید خدایا! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم الا بذكر الله تطمئن القلوب --- من فاطمه متولد 29 / فروردین/1378 وبلاگم متولد 27/مرداد/1390 ساکن شهر مامان عمویی «رشت» دوم راهنمایی برادر زاده ی عمویی امیدوارم بهتون خوش بگذره